ویژگیهای یک شورای خوب

همانطورکه هم ولایتی های عزیز می دانند انتخابات سرنوشت ساز شوراهای اسلامی شهروروستا نزدیک است ودر24 خرداد این انتخابات برگزار می شود باتوجه به اینکه یکی ازاهداف این وبلاگ آگاهی بخشی است درصدد برآمدم کخ مطالبی را درمورد ویژگی های شورای خوب که همان نماینده خوب مردم است برروی وبلاگ قراردهم واما یک شورا باید چه خصوصیاتی داشته باشد:

رهبرمعظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای معتقدند:باید افرادی انتخاب شوند که دلسوز،مومن،علاقه مند وبراساس وجدان،دین ووظایف انقلابی عمل کند.

شوراهای روستا باید افرادی باشند که به لحاظ آگاهی واشراف برمسائل درحدقابل قبولی باشنداگر سرآمد نیستند حداقل درحد متوسط به عنوان فردی تاثیرگذارمورد پذیرش جامعه قرار بگیرند.

اولین مهارت شورای اسلامی برنامه ریزی است شورای شهروروستا که به عنوان نماینده مردم شناخته می شوند علاوه بر برخورداری ازآگاهی ،وبرنامه ریزبودن بایدخود راازجنس مردم بداند ودرد مردم را درک نماید برای این کار باید ارتباط مداوم خود رابا مردم حفظ نمایدنه اینکه صرفا زمان رای گرفتن به میان مردم بیاید وبامسائل ومشکلات آشنا شود.

دفاع ازحقوق مردم ازویژگیهای بارز یک شورای خوب است یک شورا(نماینده مردم) علاوه بردارا بودن شجاعت باید مهارت این کار راداشته باشد توانایی خوب صحبت کردن وتحت تاثیرقراردادن جمع ازجمله نکاتی است که مردم باید به آن توجه کنند واگرفردی فاقد این ویژگیها می باشدبه چنین کسی رای ندهند زیرانمی تواند ازحقوق حقه آنها دفاع کند.

شناهت امورات ونیازهای روزمردم وبررسی مشکلات ودغدغه های مردم وجوانان بخصوص مسئله اشتغال .

مطلع به مسائل سیاسی واسلام باشدیعنی ازمسائل روزجامعه خود وجامعه جهانی سردربیاورد وبی تفاوت نبوده ومتعهد به دین خدا وباورهای مردم باشد.

داشتن شناخت نسبی نسبت به کلیه مسائل جاری درزمینه های مختلف وازمسائل ریز ودرشت مردم سر دربیاورد وبتواند درد مردم را تشخیص داده ونسبت به آن چاره جویی نماید.

به فعلیت رساندن مهارت بالقوه خود واستفاده ازهنرخود به نحو احسن به طوری که مفید باشد وازآن به نفع مردم وجامعه استفاده نماید.

یک شورا اگر دارای تجربه کاری باشد موفق ترخواهد بودمسلما تجربه بالاتر از علم است نماینده ای که تجربه داشته باشد ومشکلات وپیچ وخمهای اداری را طی کرده باشدوکارکشته وآشنا به ابزار باشد سریعترمی تواند درصصد رفع آنها برآمده وباتجربه باشد کاردان هم هست.

شورای خوب باید مدیر بوده ومدیریت داشته باشد نفوذوشخصیت فردی می تواند یکی ازخصلتهای خوب شورا باشد که دربیشترکارها مخصوصا ارتباط با مسولین رده بالا کارساز می باشد باآشنایی وارتباط ومشورت وکمک خیلی ازمشکلات قابل حل می باشند شورای خوب کسی است که دارای روابط عمومی بالا باشند استفاده ازافراد باتجربه وکارآم ونخبگان وجوانان متفکر درسطح روستا واستفاده ازافکار عمومی درشرایط سخت وبحرانی وخود به عنوان اهرمی قدرتمند مسولین را متوجه مشکلات نماید.

پس از خواندن این پست ومطالب کمی بیندیشیم که چه کسانی را برای مدیریت شهر یاروستایمان انتخاب کرده ایم وآیا ویژگیهای ذکر شده را دارا بوده اند یا نه؟ 

تصاویرزلزله شهرستان بشاگرد




 بشاكرد




 
ادامه نوشته

شهادت حضرت امام هادی علیه السلام برپیروانش تسلیت باد

 

در مجلس مظلومیّت مردِ غریب بنگر که دلم میان غمخانه گم است این ناله ز ماتمِ امامِ هادی ست معصوم دوازدهم امامِ دهم است شهادت جانسوز امام هادی(ع) تسلیت باد . . . ای وای دوباره شام غربت سر زد چاووش عزا به خانه‌ی دل در زد در شهرِ جفا، مرد صفا تنها شد

مناظره خدا و شیطان  

یکی از زیباترین ونخستین  مناظراتی که در عالم هستی اتفاق افتاده مناظره بین خدا و شیطان است که در این گفتگوی دو طرفه که بصورت مناظره مطرح شده نکاتی بسیار پند  آموز و آموزشی می باشد که هر خواننده ای را به وجد می آورد.
 
قبل از ورود به مسئله مناظره به جا است طرفین مناظره معرفی اجمالی شوند: 
 
امیرالمومنین در خطبه اول نهج البلاغه  میفرماید: انسان عاجز است از شناخت ذات خدا در آنجایی که میفرماید سپاس خداوندی را که حساب گران از شمارش نعمت های او ناتوان و تلاش گران به او نخواهند رسید پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد و تعریف کامل  نمی توان یافت و برای خدا وقت معین و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد مخلوقات را با قدرت خود آفرید و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد و به وسیله کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد.
 
راهی که می شود به صفت خداوند آگاهی پیدا کرد دعای جوشن کبیر می باشد که خوانندگان را به خواندن آن دعای شریف رهنمود می کنم و اما شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است قبل از این که از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت میکرد به همین دلیل عزازییل نام گرفت البته از امام رضا روایتی است که فرمود نام اصلی او حارث بوده و بعد از رانده شدن از رحمت الهی به ابلیس یعنی (دور) نامیده شد.
شیطان شش هزار سال عبادت کرد و از مقربین گردید. 
 
آنچه منجر به مناظره بین خدا و شیطان گردید جریان خلقت آدم بود که خداوند بزرگ خاکی از قسمت های گوناگون زمین از قسمت های سخت و نرم شور و شیرین گرد آورد آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد و با افزودن رطوبت چسبناک گردید که از آن اندامی شایسته و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید آنرا خشکانید تا محکم گردد.
 
آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا بصورت انسانی زنده در آمد دارای اندیشه که وی را به تلاش اندازد و دارای افکاری که در دیگر موجودات تصرف نماید ،به انسان اعضاء و جوارحی بخشید که در خدمت او باشند و ابزاری عطا فرمود که آنها را در زندگی به کار گیرد قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد و حواس چشایی و بویایی و وسیله تشخیص رنگ ها و اجناس مختلف را در اختیار او قرار داد انسان را مخلوقی از رنگ های گوناگون و چیزهای همانند و سازگار و نیروهای متضاد و مزاج های گوناگون  گرمی و سردی تری و خشکی قرار داد. 
 
موجودى عجيب و بى‏سابقه كه قوس صعودى و نزوليش هر دو بى‏انتها بود آفرينش يافت، و موجودى با استعداد فوق العاده كه مى‏توانست شايسته مقام «خليفة اللهى» باشد، قدم به عرصه هستى گذاشت «در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردندجز ابليس كه تكبّر كرد و از كافران بود.
 
مناظره خدا و شیطان 
 
خدا: اى ابليس! چه چيز مانع تو از سجده كردن بر مخلوقى شد كه با قدرت خود آفريدم. آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى برتر از اين كه فرمان سجود به تو داده شود؟
 
شیطان: من از او (آدم) بهترم، مرا از آتش آفريده‏اى و او را ازگل.
 
خدا: از آسمانها (و صفوف ملائكه) خارج شو كه تو رانده درگاه منى اينجا جاى پاكان و مقربان است، نه جاى آلودگان و سركشان و تاريك دلان و مسلما لعنت من بر تو تا روز قيامت خواهد بود و هميشه مطرود از رحمت من خواهى بود.      
 
شیطان: پروردگارا! مرا تا روزى كه انسانها برانگيخته مى‏شوند مهلت ده مهلتى كه از فرزندان آدم انتقام گيرم، و همه را به گمراهى بكشانم.
 
خدا: تو از مهلت داده شدگانى ولى نه تا روز رستاخيز و مبعوث شدن خلايق بلكه تا روز و زمان معينى.
 
شیطان: به عزّتت سوگند كه همه آنان را گمراه خواهم كرد مگر بندگان مخلص تو از ميان آنها، آن گاه از پيش و از پس و از چپ و راست بر آنها مى‏تازم. و بيشترينشان را شكرگزار نخواهى يافت.
 
خدا: به حق سوگند، و حق مى‏گويم كه جهنم را از تو و هر كدام از آنان كه از تو پیروی کنند پر خواهم كرد.
 
شرح مختصراین مناظره
 
آرى! بدترين بلاى جان انسان نيز همين كبر و غرور است كه او را از درك حقايق محروم مى‏سازد، و به تمرد و سركشى وامى‏دارد، و از صف مؤمنان كه صف بندگان مطيع خداست بيرون مى‏افكند، و در صف كافران كه صف ياغيان و طاغيان است قرار مى‏دهد. 
 
مهم اين است كه انسان هنگامى كه از اعمال زشت خود نتيجه شومى مى‏گيرد بيدار شود، و به فكر جبران بيفتد، اما چيزى خطرناكتر از آن نيست كه همچنان بر مركب غرور و لجاج سوار گردد، و به مسير خود به سوى پرتگاه ادامه دهد و اين همان سرنوشت شومى بود كه دامن «ابليس» را گرفت اينجا بود كه «حسد» تبديل به «كينه» شد، كينه‏اى سخت و ريشه‏دار.
 
در حقيقت ابلیس مى‏خواست تا آخرين فرصت ممكن به اغواى فرزندان آدم بپردازد، چرا كه روز رستاخيز پايان دوران تكليف است، و ديگر وسوسه و اغوا مفهومى ندارد، علاوه بر اين با اين درخواست مرگ را از خود دور كند، و تا قيامت زنده بماند، هر چند همه جهانيان از دنيا بروند.
 
در اينجا مشيّت الهى اقتضا نمود كه اين خواسته ابليس برآورده شود، اما نه بطور مطلق، كه به صورت مشروط، 
 
اينجا بود كه ابليس مكنون خاطر خود را آشكار ساخت، و هدف نهائيش را از تقاضاى عمر جاويدان نشان داد، و سوگند به «عزت» نشان مى‏دهد كه او نهايت پافشارى را در تصميم خويش داشته و دارد، و تا آخرين نفس بر سر گفتار خود ايستاده است.
 
ولى متوجه اين واقعيت بود كه گروهى از بندگان خاص خدا به هيچ قيمتى در منطقه نفوذ و حوزه وسوسه او قرار نمى‏گيرند، لذا ناچار آنها را استثنا كرد. 
 
همانهایكه در راه معرفت و بندگى تو از روى اخلاص و صدق و صفا گام بر مى‏دارند، تو نيز آنها را پذيرا شده‏اى، خالصشان كرده‏اى، و در حوزه حفاظت خود قرار داده‏اى.                       
 
سؤال: چرا خداوند درخواست شيطان را در باره ادامه حياتش پذيرفت، و چرا فورا نابودش نكرد؟! پاسخ اين است كه عالم دنيا ميدان آزمايش و امتحان است- آزمايشى كه وسيله پرورش و تكامل انسانهاست- و مى‏دانيم آزمايش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفانها و بحرانها امكان پذير نيست.
 
البته اگر شيطان هم نبود هواى نفس و وسوسه‏هاى نفسانى انسان را در بوته آزمايش قرار مى‏داد، اما با وجود شيطان اين تنور آزمايش داغتر شد، چرا كه شيطان عاملى است از برون و هواى نفس عاملى است از درون.
 
پیامد های این مناظره
 
1- انسان تنها موجودى است كه خداوند قبل از خلقت، آفريدن او را به فرشتگان اعلام كرد.
2- منشأ وجودى انسان، آب و خاك است ، و روح پس از جسم آفريده شده است.
3- فرشتگان به خاطر نفخه‏ى الهى، به آدم سجده كردند ولى برخى انسان‏ها حتّى به خاطر ذات حقّ براى خدا سجده نمى‏كنند.
4- تكبّر، مانع تعبّد و تسليم است.
5- عبادت دسته جمعى با شكوه‏تر است. همه‏ى فرشتگان سجده كردند، آن هم دسته جمعى. در ميان خوبان بودن مهم نيست، از خوبان بودن مهم است.
 
درپایان فقط بندگان مخلص خدا هستند که شیطان تسلطی برآنها ندارد التماس دعا.

فضائل ماه رجب

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می ‏باشد.

ماه رجب      ماه رجب

رسول اکرم (ص) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»

امام هفتم (ع) فرموده ‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.

از امام صادق (ع) نقل شده که حضرت محمد (ص) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت ‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة. (1)

در حدیث است که حضرت نوح(ع) روز اول این ماه سوار بر کشتی شد و نجات یافت و فرمودند: کسانی که با او هستند روزه بدارند و هر که این روز را روزه بدارد آتش عذاب یک سال از او دور می ‏شود و نیز طبق سخن حضرت صادق(ع) خواندن زیارت امام حسین(ع) در روز اول این ماه مستحب و تأکید شده است.

پیامبر(ص) فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده‏ ای مهربان است.

 امام صادق(ع) فرمود: روزه بیست و هفتم رجب را از دست مده که آن روزی است که مقام نبوّت به محمّد(ص) داده شد و ثواب آن برای شما به اندازه ثواب شصت ماه است. (2)

ادامه نوشته

تصاویری ازمبارزه رضاگورجی نیا ورزشکارنوجوان روستای کنارجوو دارنده مدال طلامسابقات وو شواستان

مبارزه رضاگورجی نیا دارنده نشان طلای وزن 48_کیلوگرم مسبقات استان ازشهرستان سیریک باحمیدرنجبرازشهرستان میناب


انتخاب آقای امیرزارعی به عنوان معلم نمونه شهرستان سیریک

آقای امیرزارعی ازفرهنگیان جوان روستای کنارجو به عنوان معلم نمونه پایه سوم مدیریت آموزش وپرورش شهرستان سیریک برگزیده شد درمراسم بزرگداشت مقام معلم شهرستان سیریک که در روزیکشنبه مورخ 92/2/15 درسالن غدیر باحضورفرهنگیان شهرستان ،مسولین شهرستان واستان برگزارشد ازاین معلم نمونه تقدیربعمل آمد. برما مایه فخرومباهات است که این برادربزرگوار که از فرهنگیان جوان روستای کنارجو می باشند به این عنوان دست یافته اند. ان شااله در خدمت به اسلام وانقلاب ونظام تعلیم وتربیت ودانش آموزان کشورمان مویدوپیروز باشند.

انتخاب آقای فرهاد ذاکری به عنوان مدیرتلاشگرمدیریت آموزش وپرورش شهرستان سیریک

چندی پیش مطلبی را با این عنوان که (( مدیری تلاشگر وفعال که مدرسه شهیدحسن زارعی کنارجو را دچار تحول اساسی در تمام زمینه ها نموده است)) را برروی وبلاگ قراردادم ومطالبی دراین زمینه بیان شد . درمراسم بزرگداشت مقام معلم شهرستان سیریک که درروز یکشنبه مورخ 92/2/15 درسالن غدیربرگزارشد حقیقت امر برما روشن شد که حقا آقای فرهاد  ذاکری که ازمهرماه 91 به سمت مدیردبستان شهیدحسن زارعی کنارجو منصوب گردیده دراین هفت ماه فعالیت توانسته مدرسه را درتمام زمینه های آموزشی وپرورشی دچارتحول نماید بطوری که با ارزیابی عملکردی که توسط  اداره آموزش وپرورش شهرستان سیریک از فعالیتها وعملکرد نامبرده به عمل آمده ایشان درلیست مدیران برتروتلاشگرشهرستان سیریک قراردارد که از این برادربزرگوار درمراسم بزرگداشت مقام معلم سال 92 درجمع فرهنگیان ومسولین استانی وشهرستانی قدردانی بعمل آمد.ان شااله این برادرارزشی درخدمت به اسلام وانقلاب ونظام تعلیم وتربیت موفق وپیروز باشند.لازم بذکراست این برای اولین بار است که مدیری ازمدرسه شهیدحسن زارعی کنارجو به این عنوان یعنی مدیرتلاشگر دست یافته است.


مراسم جشن ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) درحسینیه روستای کنارجو

مراسم جشن ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)  دخت نبی مکرم اسلام درشب چهارشنبه تاریخ 92/2/10 مصادف با شب بیستم جمادی الثانی در حسینیه سیدالشهدا (ع)روستای کنارجو برگزار شد در این مراسم که به همت کانون فرهنگی هنری عباس بن علی(ع)،هیئت فرهنگی مذهبی حضرت ابوالفضل(ع) وهیئت امناء حسینیه سیدالشهدا(ع) برگزار شد حضورگسترده اهالی روستا اعم از خواهران وبراداران ،جوانان ونوجوانان را به دنبال داشت. این مراسم برنامه های مختلفی ازجمله مولودی خوانی در وصف حضرت فاطمه زهرا(س)، سخنرانی ،متن ادبی ، مسابقه،سرود میان پرده هایی توسط گروه هنری کانون فرهنگی وبرنامه های متنوع دیگری داشت سخنران مراسم برادربزرگوارآقای محمدخواجه دادی مسئول هیئت امناء حسینیه سیدالشهدا(ع) بودند که مطالبی را درمورد شخصیت والای حضرت زهرا (س) درتمام ابعاد بیان نموده وبرادران وخواهران حاضردرمراسم را به همدلی وهمفکری واتحاد جهت پیشبرد برنامه ها وتوسعه روستا فراخواندند درپایان مراسم به خواهرانی که نام فاطمه والقاب آن حضرت راداشتند جوایزی به رسم یادبود اهداگردید 

نامزدهای انتخابات بخوانند + احادیث

نامزدهای انتخابات بخوانند + احادیث
گرفته شده ازرجانیوز

 دیدبان: کثرت نامزدهاي پست رياست‌جمهوري در دوره اخير نسبت به دوره‌هاي سابق رياست جمهوري در ايران جلب توجه مي‌کند. اميد است همه کساني که براي اين عرصه اعلام حضور کرده‌اند از سر تکيلف ديني و شرعي و بدون هيچ گونه شائبه قدرت‌طلبي و رياست طلبي دست به چنين کاري زده باشند. در عين حال شايسته است که آقايان نامزدها نگاهي هم به برخي از معارف ديني در باب رياست طلبي داشته باشند و عمق خطري را که همگان با آن مواجه هستيم درک کنيم.


1- انجام وظيفه در نظام اسلامي افتخار دارد

انجام تکليف و بر عهده گرفتن بار سنگين مسووليت در نظام اسلامي از بالاترين اعمال ديني و از جمله وظايفي است که خداي متعال براي کساني که چنين تواني دارند مشخص کرده است. اين وظيفه در عين سنگين و سهمگين بودن ثواب و نتايج خوبي نيز به دنبال دارد و البته کسي که از چنين وظيفه‌اي شانه خالي کند را نمي‌توان مدح کرد. در متون ديني در موارد متعددي از کساني که وظايف عمومي را برعهده مي‌گيرند و در راه اين کارهاي بزرگ زحمت مي‌کشند تقدير شده است. چنان که از حضرت مولي الموحدين علي عليه السلام منقول است که فرموده‌اند:

خَيْرُ النَّاسِ مَنْ تَحْمِلَ مَئُونَةَ النَّاسِ.( غررالحكم، ص 371، ح 8413)

بهترين مردم کسي است که سنگيني بار مردم را به دوش مي‌کشد

مشخص است که گاه برعهده گرفتن اين بار سنگين نيازمند پذيرفتن مسووليت‌ها و کارهايي است که در صورتي که شرايط آن موجود باشد و فرد صلاحيت لازم براي آن را داشته باشد پذيرفتن آن مسووليت نيز کاري خوب و شايسته است. چنان که از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند:

خَيْرُ النَّاسِ الْقُضاةُ بِالْحَقِّ.( مستدرك‏الوسائل، ج 17، ص 320)

بهترين مردم قضاوت کنندگان به حق هستند

 


2- قدرت و رياست در نظام اسلامي نيازمند صلاحيت است

در کنار مطالبي که در بالا ذکر شد بايد توجه داشت که مساله خدمت به مردم و مسووليت پذيري در نظام اسلامي تبديل به يک بهانه براي قدرت طلبي و هواپرستي نشود. در نظام اسلامي هر کسي صلاحيت هر مسووليت و پستي را ندارد و اگر کسي که صلاحيت کاري را ندارد خود را براي آن کار مطرح کند و آن قدرت را بطلبد در واقع در جهت هلاکت خويش قدم برداشته است. چنان که به امام رضا عليه السلام منسوب است که حضرت فرموده باشند:

مَنْ طَلَبَ الرِّئَاسَةَ لِنَفْسِهِ هَلَكَ فَإِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا. (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: 384)

هر کس براي خود رياست را بطلبد هلاک شده است چرا که رياست جز براي کساني که صلاحيت آن را دارند مجاز نيست.

بر اين اساس ادعاي خدمتگذاري و تلاش براي بر دوش گرفتن سنگيني بار مردم کافي نيست و انسان بايد شايستگي و صلاحيت لازم براي چنين کارهاي بزرگي را نيز داشته باشد. البته ما بر اساس حسن نيت اولا چنين فرض مي‌کنيم که همه برادران مومني که خود را براي انتخابات و پست‌هايي از اين دست مطرح کرده‌اند واقعا براي رضاي خدا چنين کاري را کرده‌اند و قصد و منظور قدرت‌طلبي و هواي نفس ندارند. اما شايسته است که اين برادران نيز توجهي به اين معارف ديني داشته باشند. از سوي ديگر اگر خلاف اين امر مشخص شد و معلوم شد که کسي قدرت طلبي دارد و يا صلاحيت لازم را ندارد و باز هم براي قدرت حرص مي‌زند آنگاه مي‌توان او را مصداق چنين احاديثي دانست. 

 

3- قدرت در نگاه ديني اصل نيست، وسيله است

نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که قدرت در نگاه ديني اصل و هدف نيست و بلکه وسيله‌اي در جهت تحقق اهداف ديني و احقاق حقوق است. چنان که در بخش پاياني خطبه معروف به شقشقيه (خطبه سوم نهج البلاغه) از مولي الموحدين چنين نقل شده است که:

اءَما وَ الَّذِى فَلَقَ الحَبَّهَ، وَ بَرَاءَ النَّسَمَهَ لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ، وَ ما اءَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اءَنْ لا يُقارُّوا عَلى كِظَّهَ ظالِم وَ لا سَغَبِ مَظلُومٍ لاْلَقْيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبها وَ لَسَقَيْتُ آخِرَها بِكَاءْسِ اءوَّلِها، وَ لالْفَيْتُمْ دُنْياكُمْ هذِهِ اءَزْهَدَ عِنْدى مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ.

بدانيد. سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ، كه اگر انبوه آن جماعت نمى بود، يا گرد آمدن ياران حجت را بر من تمام نمى كرد و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگى ستمكاران و گرسنگى ستمكشان خاموشى نگزينند، افسارش را بر گردنش مى افكندم و رهايش مى كردم و در پايان با آن همان مى كردم كه در آغاز كرده بودم . و مى ديديد كه دنياى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم كم ارج تر است .

پس هدف از حکومت چنان که در بيان حضرت آمده است مقابله با ظلم و جلوگيري از شکبمارگي ظالمان و گرسنگي مظلومان است و اگراين طور نبود حکومت و قدرت در نظر امام مسلمين و سيد الوصيين از آب بيني بز نيز کم ارزش‌تر است.

در مورد ديگري حضرت امير المومنين عليه السلام در باب ارزش حکومت و قدرت وقتي که ابزاري براي احقاق حق نباشد آن را با لنگه کفشي پاره و بي ارزش مقايسه مي‌کند و باز هم براي يک لنگه کفش پاره ارزش بيشتري قائل است. چنان که ابن عباس در خطبه 33 نهج البلاغه از آن حضرت چنين نقل مي‌کند:

(ومن خطبة له عليه السلام عند خروجه لقتال أهل البصرة ، وفيها حكمة مبعث الرسل، ثم يذكر فضله ويذم الخارجين) قال عبد الله بن عباس رضي الله عنه: دخلت على أَمير المؤمنين عليه السلام بذي قار وهو يخصِف نعله، فقال لي: ما قيمة هذا النعل؟ فقلت: لا قيمةَ لها! فقال عليه السلام: والله لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ، إِلاَّ أَنْ أُقِيمَ حَقَّاً، أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلاً.

ابن عباس گويد در هنگامه پيش از جنگ جمل در منطقه ذي‌قار داخل خيمه حضرت شدم در حالي که حضرت کشف پاره‌اي را وصله مي‌زدند. پس حضرت از من پرسيد: اين کفش چقدر مي‌ارزد؟ جواب دادم: هيچ. پس حضرت فرمود: به خدا قسم اين کفش از حکومت بر شما براي من ارزشمندتر است، مگر آنکه به واسطه حکومت حقي را اقامه کنم يا باطلي را دفع نمايم. 

 

 

4- اطرافيان رياست طلبان نيز در معرض هلاك هستند

علاوه بر اين كه انساني كه خودش رياست طلب است در معرض هلاكت و از دين خارج شدن قرار دارد، اطرافيان او نيز در معرض چنين امري هستند. از اين رو اگر انساني رياست طلبي مي‌كند بايد از او دوري جست و جزو اطرافيان او قرار نگرفت و خود را از خطر او بري كرد. چرا كه اين انسان‌هاي گرگ صفت هم براي خود خطرناكند و هم براي اطرافيانشان. از اين روست كه امام صادق عليه السلام نسبت به اين امر تذكر مي‌دهند و هشدار مي‌دهند كه مبادا از اطرافيان انسان‌هاي قدرت طلب باشيد كه اين ها هم خود را هلاك مي‌كند و هم اطرافيانشان را:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ إِيَّاكُمْ وَ هَؤُلَاءِ الرُّؤَسَاءَ الَّذِينَ يَتَرَأَّسُونَ فَوَ اللَّهِ مَا خَفَقَتِ النِّعَالُ خَلْفَ رَجُلٍ إِلَّا هَلَكَ وَ أَهْلَكَ‏ (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 298)

ابن مسكان بيان مي‌دارد كه از امام صادق عليه السلام شنيدم كه حضرت فرمود: بپرهيزيد از اين روساي رياست‌طلب؛ چرا كه به خدا قسم فردي (از اينان) پيروان و اطرافياني پيدا نمي‌كند مگر آن كه هم خود را هلاك مي‌سازد و هم ديگران را هلاك مي‌كند.

 

 

 


توصیه امام به بنی صدر: همه دست اندرکاران ـ به‏ ویژه رئیس جمهور ـ باید از چاپلوسان دغل‏باز 
و زبان‏بازان حیله‎گر برحذر باشند و مشاوران خود را از اشخاص سابقه‏دار که تعهدشان
 قبل از انقلاب مشهود بوده است، انتخاب کنند

 

5- قدرت طلبي و رياست طلبي انسان را جهنمي مي‌کند

چنان که در روايات سابق الذکر نيز اشاره شد قدرت طلبي و رياست طلبي عامل هلاکت انسان و وارد شدن او در جهنم است. مساله فقط اين نيست که قدرت در نگاه اسلامي اصل و هدف نيست؛ بلکه بسيار بالاتر از آن را بايد گفت. اگر کسي شايستگي ندارد و يا قدرت را در جهت حق به کار نمي‌گيرد قدرت طلبي او را به جهنم خواهد برد و براي او خطر نيز دارد. روايات در باب خطر قدرت طلبي و حب رياست و حب مقام و حب جاه و تلاش براي رسيدن به قدرت بسيار فراوان است و ما در ادامه فقط به برخي از آنها به عنوان نمونه اشاره مي‌کنيم و اميدواريم که خداي متعال همه ما را از چنين بلاي عظيمي نجات دهد و جامعه ما را از چنين خطر بزرگي بر کنار دارد. از امام رضا عليه السلام در اين باره روايت شده است كه:

مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ لِيُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يَصْرِفَ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ لِيُرَئِّسُوهُ وَ يُعَظِّمُوهُ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ ـ إِيَّاكَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تُورِثُ الشَّكَّ وَ تُحْبِطُ الْعَمَلَ وَ تُرْدِي بِصَاحِبِهَا وَ عَسَى أَنْ يَتَكَلَّمَ بِشَيْ‏ءٍ لَا يُغْفَرُ لَهُ. (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: 384)

هر كس علم را بياموزد تا به واسطه آن ميان جاهلان خودنمايي كند و يا به عالمان مباهات نمايد و يا مردم را به خود متوجه سازد تا به رياست برسد و او را بزرگ دارند، جايگاه خود را در آتش فراهم كرده است ـ بپرهيز از آنكه خصومت ورزي چرا كه باعث ايجاد ترديد مي‌شود و اعمال نيك انسان را باطل مي‌سازد و كسي كه چنين كند خويش را بي ارزش ساخته است و ممكن است كه در خصومت به كاري دست زند كه هرگز بخشوده نشود.

به همين مضمون از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 47)

هر كس علم را بياموزد تا به واسطه آن به عالمان مباهات نمايد و يا ميان جاهلان خودنمايي كند و يا مردم را به خود متوجه سازد، جايگاه خود را در آتش فراهم كرده است، چرا كه رياست فقط براي كساني كه صلاحيت دارند مجاز است.

همچنين در كتاب شريف كافي در اين باره روايت شده است كه:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَبَ الرِّئَاسَةَ هَلَكَ (الكافي، ج‏2، ص: 298)

هر كس قدرت طلبي كند هلاك مي‌شود.

و نيز روايت شده است كه:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ ابْنِ مَيَّاحٍ‏ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ مَنْ أَرَادَ الرِّئَاسَةَ هَلَكَ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 299)

هر كس قدرت طلبي كند هلاك مي‌شود.


 

6- رياست فقط براي اصلح جايز است

نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه رياست فقط براي اصلح جايز است و جايز نيست انسان با فرد اصلح در رياست و رسيدن به قدرت رقابت كند. البته در اين جا اصلح واقعي مورد نظر است نه اين كه افرادي با تبليغات و شعار خود را اصلح معرفي كنند و بعد مدعي آن شوند كه كار ديگران جايز نيست و بايد به نفع ما كنار بروند. در هر صورت اين نكته را بايد مورد توجه قرار داد كه اگر اصلح بودن ديگري مشخص شد ديگر جايز نيست كه انسان با او رقابت كند و خود را در معرض قدرت طلبي و رياست جويي قرار دهد. از اما رضا عليه السلام در اين باره چنين نقل شده است كه مي‌فرمايند:

مَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضَالٌّ. (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: 384)

هر كس مردم را به خودش دعوت كند در حالي كه در بين آنها اعلم و برتر از او وجود دارد بدعت گذار و گمراه كننده است.


7- حب رياست و حب قدرت خود باعث گمراهي است

نكته ديگر اين است كه نه تنها قدرت طلبي و تلاش براي رياست در انساني كه شايستگي ندارد باعث سقوط و ورود به جهنم است، خود حب رياست و حب قدرت نيز عامل خطرناك و هلاك كننده‌اي است. انسان مسلمان و مومن بايد تلاش كند كه نه تنها قدرت را صرفا ابزاري براي خدمت بداند بلكه حب و محبت آن را نيز از دل خارج نمايد. البته بايد گفت كه مساله به اين سادگي نيست و نمي‌شود با صرف يك تذكر چنين بيماري خطرناكي را دفع كرد و چنين خطر بزرگي را از خود دور نمود. در همين رابطه از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه از پيامبر اكرم نقل فرمودند:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّ أَوَّلَ مَا عُصِيَ اللَّهُ بِهِ سِتٌّ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الطَّعَامِ وَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ النَّوْمِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ. (المحاسن، ج‏1، ص: 295)

اولين چيزي كه باعث شد خداي متعال را عصيان كنند محبت دنيا و محبت رياست و محبت طعام و حب زنان و حب خواب و حب راحتي بود.

رياست طلبي و حب رياست به حدي خطرناك است كه كسي كه واجد اين خصوصيت نامناسب اخلاقي باشد در معرض هلاكت قرار داد و به راحتي دين خود را از دست مي‌دهد چنان كه از امام معصوم عليه السلام نقل شده است كه در باب كسي كه رياست را دوست داشت فرمود:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع‏ أَنَّهُ ذَكَرَ رَجُلًا فَقَالَ إِنَّهُ يُحِبُّ الرِّئَاسَةَ فَقَالَ مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ‏ «2» فِي غَنَمٍ قَدْ تَفَرَّقَ رِعَاؤُهَا بِأَضَرَّ فِي دِينِ الْمُسْلِمِ مِنَ الرِّئَاسَةِ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 298)

در نزد امام كاظم عليه السلام نام كسي را ذكر كردند و گفته شد كه او رياست را دوست مي‌دارد. پس امام عليه السلام فرمود: دو گرگ درنده در گله گوسفندي كه چوپان رهايش كرده است آن قدر ضرر ايجاد نمي‌كنند كه رياست در دين مسلمان ضرر ايجاد مي‌كند.

بر همين اساس است كه انسان‌هاي رياست طلب و محب قدرت در لسان اولياء دين لعن شده‌اند چنان كه نقل شده است:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِهَا مَلْعُونٌ مَنْ حَدَّثَ بِهَا نَفْسَهُ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 298)

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس رياست طلبي كند و يا براي آن تلاش نمايد و يا در ذهن خود حديث نفس رياست طلبي داشته باشد ملعون است.

 


امام خمینی (ره): من یک کلمه به آقای بنی صدر  تذکر می‎دهم، که آن یک کلمه تذکر برای همه است: 
حبّ‎الدنیا رأس کلّ خطیئة 

دلایل اختلاف

حقیقتا دورازتعصبات شوم قومیتی ومحلی وسیاسی درطول سه دوره انتخابات شورای روستاها اختلافات دربعضی ازروستاها دوچندان نشده است؟ یکی ازدلایل اصلی آن تفکرات وسیاست های عده ای فرصت طلب وزیاده خواه وبه زعم خود زرنگ است که تنها مردم رافریفته رای مردم را به اسم خدمت رسانی به ولی نعمتان خود جمع کرده اند وپس ازرسیدن به قدرت درمقام طرد نمودن وکنار زدن یک یا چند نفراز اعضای دیگر شورا برآمده اند وحتی به رای ونظر مردم نیز احترام قائل نبوده  وسپس آنچه نباید بشود؟

خوب به نظر شما حالا دوباره وقت چیست ونوبت کیست؟

برنده این حوادث کیست وبازنده چه کسی؟این باورهای غلط وسیاست نادرست درطول این سالها به مردم روستاها نه خدمتی نکرده، بلکه ضربات عمیق وجبران ناپذیری واردنموده وروز به روز براختلافات محلی درجای جای روستا مهرتایید زده وآن رابیشترازقبل نموده است.

این که کدام گروه به زعم بعضی که قائل به گروه وحزب وکارگروهی درروستاها می باشندچند تا عضودرشورا داشته باشد واقعا مهم نیست مهم آنست که آنهایی که می آیند مردباشند انسان باشند خادم واقعی باشند متخصص ومتشرع باشند متدین وکاری باشند والا دوباره بالمعطلیم.

ان شااله درفرصت باقی مانده وتا قبل ازبرگزاری انتخابات درجهت روشنگری وآگاهسازی مردم شریف دوباره به این موضوع خواهیم پرداخت فقط مشفقانه به افرادی که دنبال تفرقه وجدا کردن مردم وگروهی وحزبی نمودن در روستاها بوده وبااین افکار شب وروز خود راسرمی کنند خطاب میکنیم :بیاییدنه بخاطر روستایمان بلکه به خاطرنسلهای بعدی خود راه ومسلک گذشته را کناربگذارید وآتش جهنم را با این کارهای سالوسانه وفریبکارانه برخود حلال نکنیداگرواقعا دلتان به حال روستای خود میسوزد باصداقت ودرستی وپاکی واخلاص دنبال کنید.

درپایان یک نکته راخدمت مردم شریف روستاها می گوئیم وآن این است که بدانید دم آخرشما هستید که تعیین کننده اید شماهستید که باتک تک آرای خود افرادی را برای عضویت درشورا تعیین می کنیدبیاییدکمی بیشتربیندیشیم ودقت کنیم وبه دوراز تعصبات خشک قومیتی ومحلی آنهایی را انتخاب کنیم که واقعا خادم باشندنه...

بازارشایعات درانتخابات

درهرانتخاباتی خصوصا انتخابات محلی بازارشایعه خیلی داغ است ازاین آشفته بازار شایعه خیلی ها استفاده برده وتوانمندی ها واستعدادهای زیادی لگدمال شده است چرا بازار شایعه همچنان دربورس است؟ شاید یکی ازدلایل آن دهن به دهن شدن برخی گفته ها است که نفر آخرنقل کننده،کلی شاخه وبار به مطلب اصلی وارد میکند شاید ازروی ناآگاهی وعدم شناخت افراد شایعات درست می گردد وشاید هم زوایای پنهان زندگی آدمها عامل شایعه است ذهن انسان مرتبا درحال قضاوت وتجزیه وتحلیل مسایل است اگراطلاعات غلط وارد گردد یا بموقع اطلاعات دردسترس نباشد ذهن کارخود را انجام می دهد حتی بااشتباه. درانتخابات هم همین گونه است البته شایعات برای بعضی ها خیلی خوب است زیرا ضعف هایشان پوشیده می ماند. تاکی؟ خدا می داند.

شیفتگان خدمت

درآستانه هرانتخاباتی بطور طبیعی افرادی برای بدست آوردن آرای مردم شیوه هایی رابکار می برند این رفتارانتخاباتی شدت وضعف ودرست ونادرست وطبیعی وغیرطبیعی مخصوص به خود رادارد وقتی افراد مسولیت های مختلفی رادرجامعه می پذیرند چه ازنوع انتخابی(بصورت همه پرسی) چه بصورت انتصابی(انتخاب بخشداروفرماندار یا مدیران اجرایی) نباید از شیوه های ناسالم وشیطانی استفاده نمایندعموما افرادی که در مسیرسالم ودرست مسولیت اجتماعی را می پذیرند این افراد در قلب مردم جای خواهن داشت ومورد علاقه شدید قرارخواهند گرفت درطول تاریخ بوده اند افرادی که با استفاده از زر وزور وتزویر وفامیل به قدرت رسیده اند ولی چه آسیبهای وحشتناکی به خود ومردم وجامعه وارد کرده اند.افراد خوبی هم بوده اند که مسولیت وقدرتی دراختیارآنان قرارگرفته است ولی درآن مسولیت حل وگم شده وتغییر رفتاروزندگی داده اند ونسبت به مال وقدرت وابستگی شدید پیدا کرده اند. نمونه های کوچک وبزرگ آن درجامعه وجود دارد

فمن یعمل

درطی سه دوره انتخابات شورای روستا افرادی منتخب مردم شده اند که باید به آنان خسته نباشید گفت تاریخ قاضی خوبی برای عملکرد آنان خواهد بود اگرامانتدارخوبی بوده اند یاحداکثروقت خود رابرای مردم گذاشته اند یادارای طرح وبرنامه های نو وجدیدی بوده اند یا به فکرقشرهای مختلف مردم بوده وکارهایی برای آنان انجام داده اند یادرانتخاب دهیار به خوبی عمل کرده اند باید به آنان تبریک گفت 

آیا آنان ازعملکردگذشته خود راضی هستند ؟

آیا الگوی آنان درتصمیمات وارائه نظرات ورفتارها پیامبریا امامان معصوم خصوصا امام علی(ع) بوده است؟

آیا آنان حافظ منافع روستا ومردم بوده اند؟

اگربوده اند خسته نباشند

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ

شعارانتخاباتی

ازکاندیداهای شورای شهروروستا بپرسید برای چه نامزد شده اید  عموما جواب می دهند:

ازمن خواسته شدکاندیدا شوم گروهی اصرارکردندحتما شما برای روستا یا شهرکاندیدا شوید شهر یا روستا بایدآباد گردد ورزش روستا باید رسیدگی شود دهیار وشهردار متعهد وکاردان داشته باشیم و...

انتخابات برگزاروافراد شورای روستا مشخص شدند واقعا به کدام شعارانتخاباتنی عمل شده است وچراشعارها تحقق نمی یابد آیا شعار برای رآی دادن بوده است ،انتخاب شدن برای شورای شهریاروستا نه برای یکبار بلکه برای چند بار ارزش دروغ گفتن به مردم را دارد ؟ آیا افرادی که انتخاب می شوند حاضرند منافع جمعی را برمنافع فردی ترجیح وزندگی خود را برای مردم بگذارند ودغدغه مشکلات روستا ومردم را داشته ودرطول مدت فعالیت درروستا درروستا زندگی ومال خود را برای مردم از دست بدهند؟

والله اعلم

شورای روستا قفل یاکلید؟

به راستی دغدغه های مردم روستایمان چیست؟

جوانان روستا ازدواج ومکانهای تفریحی سالم ومسکن وکار راشایداولویت می دانند وبزرگان روستا امنیت سیاسی واقتصادی ومالی ودغدغه های دینی راشایدمهم می دانند ونخبگان وفرهیختگان روستاشایدتحصیل وپیشرفت دینی وعلمی وفرهنگی رااصل می دانند لذا منتخبان مردم باید کلیدحل مشکلات را دردستور کارقرار دهند واصل شورای پاک تشنه خدمت ،مهربان ومتخصص می تواند کلیددارخوب باشد.

انتخابات

همه کسانی که خود راکاندیدای شورا نموده اند حتما دارای برنامه واهداف خاصی هستند به آنان باید افتخارخدمتگزاری راتبریک گفت ولی به عنوان یک دوست وبرادرکوچک درخواست توجه به این نکات رادارم:

1-به شعارهای انتخاباتی خودکه حتما ساختن روستایی آباد وخدمت به مردم می باشدپس ازانتخاب توسط مردم عمل نمایند.

2-ازتفرقه وتهمت ودرگیری بایکدیگربپرهیزندوهمه توان ونیروی خود را برای اتحاد وهمبستگی بکار ببرند.

3-امانتدارخوبی برای شهر وروستای خود باشند

4-ارتباط خود با مردم راقطع نکنند

من اگر شورا باشم

به نام خدا

سلام

دلم این را می خواهد که همه ی کاندیداهای روستایم با این احساس به میدان آمده باشند که ای کنارجو:

من اگر شورا باشم

گرد و خاک درت را

به تبرک خواهم بوسید