گزارش تصویری جشن عیدسعید مبعث
مدیرکانون فرهنگی عباس بن علی (ع) روستای کنارجو آقای نصراله خواجه دادی
برگزاری مراسم جشن عید بزرگ اسلام (عید سعیدمبعث)
مراسم جشن بزرگترین عید اسلام عید سعید مبعث درشب جمعه مصادف با شب بیست وهفتم رجب در حسینیه سیدالشهدا (ع)روستای کنارجو برگزار شد در این مراسم که به همت کانون فرهنگی هنری عباس بن علی(ع)،هیئت فرهنگی مذهبی حضرت ابوالفضل(ع) وهیئت امناء حسینیه سیدالشهدا(ع) برگزار شد حضورگسترده اهالی روستا اعم از خواهران وبراداران ،جوانان ونوجوانان را به دنبال داشت. این مراسم برنامه های مختلفی ازجمله مولودی خوانی در وصف نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)، سخنرانی ،متن ادبی ، مسابقه،سرود، میان پرده هایی توسط گروه هنری کانون فرهنگی وبرنامه های متنوع دیگری داشت درپایان مراسم با توزیع شربت وشیرینی ازخواهران وبرادران حاضر درمراسم پذیرایی شد.
دستخط منتشر نشده از شهید شیرودی+عکس برگرفته ازصابرنیوز
| دستخط منتشر نشده از شهید شیرودی+عکس | ||
شهید شیرودی در نامهای با دست خط خودش نوشت: تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب دادهاند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که قبلاً بودهام برگردانید. | ||
![]() به گزارش صابر نیوز به نقل از تهران پرس نوشت: وقتی جنگ شروع شد، بنیصدر دستور تخلیه پادگانها را صادر کرد، شهید شیرودی آن موقع در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود. دستور داده شده بود که ضمن تخلیه پادگانها، زاغه مهمات را نیز با یک راکت از بین ببرند. اما شیرودی میگوید که حیف نیست این همه مهمات از بین برود. او با کمک چندتن از هم رزمانش با هیلکوپتر به صف مهاجمان عراقی هجوم برده و آنان را متوقف میسازند. و با این تز که اگر بازداشتمان کردند که چرا پادگان را تخلیه نکردید، مهم نیست چون مملکت در خطر است، جلوی دشمن ایستادگی میکنند. شجاعت شیرودی در تمام خبرگزاریهای جهان منعکس میشود. بنیصدر هم برای حفظ ظاهر، چند درجه تشویقی برای شیرودی صادر میکند و درجه او را از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروان ارتقاء میدهد. اما جالبتر از همه نحوه برخورد شهید شیرودی با این قضیه میباشد.
نامه شهید شیرودی از: خلبان علیاکبر شیرودی به: پایگاه هوانیروز کرمانشاه موضوع: گزارش اینجانب که خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه میباشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگها شرکت نمودهام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب دادهاند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که قبلاً بودهام برگردانید. در صورت امکان امر به رسیدگی این درخواست بفرمائید. باتقدیم احترامات نظامی خلبان علیاکبر شیرودی 9/7/1359 |
حکمت میلاد حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در داخل کعبه چیست و آیا این تولد در منابع اهل سنت نیز آ

ایکس – شبهه: سالروز میلاد مسعود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام را به محضر مبارک آخرین بازماندی خاندان عصمت و طهارت، قطب عالم امکان و منجی عالم بشریت، حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف و نیز همهی عدالتخواهان، دانشمندان و مسلمانان عالم و به ویژه شیعیان و پیروان جضرتش و از جمله شما کاربران گرامی تبریک و تهنیت عرض مینماییم.
این ولادت مبارک، یک حادثهی بزرگ تاریخی است که در آن عصر همگان شاهد بودند و در تمامی کتب معتبر روایی و تاریخی تشیع و تسنن نیز بدان تصریح شده است و چون منکر و مخالفی ندارد، به ذکر دو سند از کتب معتبر اهل سنت بسنده میشود.
*- حاکم نیشابوری که از بزرگان علمای اهل سنت است، در کتاب مستدرک صحیحین که برای اهل سنت حجت است مینویسد: «روايات متواتر است كه فاطمه بنت اسد، اميرمؤمنان علی بن ابی طالب ـ كرّم الله ـ وجهه، را در خانة كعبه به دنيا آورده است» (مستدرك الصحيحين، حيدرآباد هندوستان، 1324، ج3، ص483)
*- دهلوی نیز که نه تنها از علمای به نام، بلکه از متعصبین اهل سنّت است مینویسد: «فاطمه بنت اسد، اميرالمومنين علی بن ابی طالب را در درون كعبه به دنيا آورد، بدون ترديد او در روز جمعه سيزدهم رجب، سی سال بعد از عام الفيل، در خانة كعبه به دنيا آمده است، و هرگز پيش از او يا بعد از او كسي در خانة كعبه زاده نشده است» (شاه ولي الله دهلوی، ازالة الخفا، چاپ هند، ج2، ص251)
حکمت ولادت در کعبه:
مهمتر از ولادت در داخل کعبه که در میان تمامی آحاد بشر اختصاص به حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیهالسلام دارد، حکم و پیام این مشیّت الهی است، چرا که اهمیت هر واقعهای به حکمت و پیام آن است.
شاید خالی از لطف نباشد که در بیان اصلیترین حکمت این واقعه، به نقل خاطره یکی از دوستان در گفتگویی با برخی از علما و برادران اهل سنت اشاره شود.
گفتگویی با علما و برادران اهل سنت:
وی میگوید: توفیقی دست داد که به همراه تنی چند از علما و نیز اساتید دانشگاهی اهل سنّت از کشور ترکیه، که البته بسیار مؤمن، روشنفکر و انقلابی بودند (در سال وقع حج خونین) به حج مشرف گردیم. رسم ما این بود که پس از انجام هر یک از مناسک، در جای مقرری دور هم جمع میشدیم و در خصوص حکمت آن عبادت صحبت میکردیم.
پس از پایان طواف، مقابل ناودان طلا، روی پلهها قرار گذاشتیم و دور هم جمع شدیم. من پرسیدم: وقتی طواف میکردید، به چه میاندیشیدید. یکی گفت: به وحدت مسلمین، یکی گفت به یک رنگی حول محور توحید و ...؛ از من پرسیدند: تو خودت به چه فکر میکردی؟
گفتم: ما معتقدیم که خداوند متعال علیم و حکیم است و فعلی از او صادر نمیشود مگر آن که حکمتی داشته باشد و حتی برگی از درختی نمیافتد، مگر آن که بر اساس مشیّت حکیمانه او باشد. گفتند چنین است. ادامه دادم: به این فکر میکنم که حکمت تولد حضرت علی علیهالسلام در داخل کعبه چیست و خداوند حکیم چه پیامی در این مشیّت حکمیانه برای عالمیان و به ویژه مسلمانان قرار داده است؟! ما باید این پیام را دریافت و درک کنیم تا حجمان کامل شود.
سؤال خوبی مطرح شده بود و همه به فکر فرو رفتند و البته پاسخهای بسیار جالبی نیز دادند.
یکی گفت: خداوند متعال بسیار علی کرم الله وجهه را دوست دارد و این چنین معظمش داشته است. گفتم: مگر سایر انبیا و از جمله پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را دوست نداشته است؟
دیگری گفت: چرا؛ اما عظمت و مقام ایشان را با انزال وحی و اختصاص به نبوت نشان داد، اما میخواست عظمت و مقام علی کرم الله وجهه را نشان دهد، لذا او را در کعبه به دنیا آورد.
گفتم: این هم پاسخ خوبی است. اما به حضرت مریم علیهاالسلام فرمود از مسجد بیرون برو و زیر درخت خرما بنشین تا چشمت به تولد مسیح علیهالسلام روشن شود. پس اگر علی علیه السلام، پای دیوار کعبه، در حجر اسماعیل، نزدیک مقام ابراهیم و ... به دنیا میآمد نیز این عظمت نشان داده شده بود، چرا باید دیوار شکافته شود و فاطمه بنت اسد (ع) داخل شود و ایشان در درون کعبه به دنیا بیاید؟ این حکمت و پیامی دارد.
همه درماندند و از من پرسیدند: خودت چه فکر میکنی؟
با ذکر آیات قرآن در خصوص خلقت آدم علیه السلام به عنوان خلیفةالله، اشاره کردم که روح (ملائک، انسان و جنّ) برای رشد خود و تقربش به کمال، نیازمند به جهت و قبله است. همه باید در عبادت جهتی واحد به سوی معبود واحد داشته باشند و خداوند متعال پس از آن که اسمایش را به آدم (ع) تعلیم داد و سپس آنها را به ملائکه عرضه کرد (یعنی موجودات خارجی بودند و نه الفاظ) و گفت اگر راست میگویید از اسم اینها به من خبر دهید، و آنها اظهار عجز و نادانی کردند و در نهایت به حضرت آدم (ع) فرمود تا آنها را به این اسما تعلیم ده، به ملائکه فرمود حال به «آدم» سجده کنید، یعنی بدانید که انسان کامل، خلیفة الله، معدن علم الهی و قبلهی شما به سوی من است.
ادامه دادم: همان گونه که در احادیث آمده است: «کعبه، عکس یا نمودی از عرش الهی و طواف ملائکه به دور آن، در زمین است»، قبله قرار گرفتن «آدم = خلیفةالله» نیز نمودی در زمین و کعبه دارد و نمیشود که خدا «آدم» را قبلهی عبادت ملائک قرار داده باشد و سپس سنگ را قبلهی عبادت آدم قرار دهد.
پس، علی علیهالسلام در کعبه به دنیا آمد تا همگان بدانند، خداوند علیم و حکیم از انسان عاقل که اشرف است، نخواسته تا سنگ را قبله خود قرار دهد! بلکه این سنگها که به صورت دیوار مکعبی درآمدهاند، فقط نشانی فیزیکی است [کعبه یک سنگ نشانیست که ره گم نشود – حاجی احرام دگر بند، ببین یار کجاست]، لذا باید همگان بدانند که روح کعبه و قبلهی موحدین، همان آدم و انسان کامل است، همان خلیفةالله است که همگان باید (مانند ملائکه) برای عبادت الهی بدانسو سجده کنند و اگر جهت را برگردانند (مانند ابلیس)، از مقام خود هبوط کرده و از جرگه عبادالرحمن و تسلیم شدگان امر الهی (مسلمانان) خارج میشوند... و توضیح دادم.
پس، توجه داشته باشید که کعبه، زادگاه ولایت است و از این رو قبله مسلمانان قرار گرفته است. ظاهرش برای جهتگیری ظاهری و باطنش برای جهتگیری باطنی. ظاهرش دیواری از سنگ و خاک است و بدن خاکی ما در عبادت بدان سو توجه میکند و درون باطنش ولایت است که روح باید برای عبادت بدانسو توجه کند... . از این روست که در زیارتها نیز میخوانیم که «کعبه به علی شرف یافت – شَرّفَ بِهِ مَکّةَ وَ مِنا»، نه این که شرفِ اشرف مخلوقات پس از نبی اکرم صلوات الله علیه و آله، به تولد در کعبه باشد.
همه ضمن تصدیق و احسنت به فکر و بلکه به بُهت فرو رفتند و برخی نیز اشک ریختند و به جرأت میگویم که همگی در محضر خدا و در همان جوار کعبه و قبلهی مسلمین «اَشهدُ اَنّ عَلیاً ولیّ الله» گفتند.
ملاحظه: جای این شکاف بردیوار کعبه (رکن یمانی) تا چند ماه پیش نیز موجود بود که اخیراً توسط وهابیت پوشانده شد.
6 گام اساسی که یک دهیار باید بردارد
باتوجه به نزدیک شدن به انتخابات شوراهای اسلامی شهروروستا وتاثیرانتخاب شایسته درآبادانی روستا دراین پست به برخی وظایف دهیاراشاره می نمائیم:
دهیارقبل ازهرچیزبایستی پیشینه مردم،اقوام،فرهنگ ها ،مشکلات وموانع روستا را مطالعه کند.
همه مردم به ویژه جوانان وتتحصیل کرده ها وافراد متبحرومتخصص درزمینه های موردنیاز را گردآورده وازآنان استفاده نماید.
همه چیزجز همکاری مردم درپیشرفت کار وپیشبرد هدف های دهیارمفیدنخواهد بود بنابراین صداقتوراستی رابا مردم نبایدازنطر دورداشت.
دهیارموفق کسی است که بتواند باروابط عمومی خوب وقوی ونفوذ ورابطه خوب ومستحکم باادارات ودوایردولتی وغیردولتی درجذب امکانات وسرمایه ها بکوشد.
از اظهارنظرهای غیرکارشناسی وسطحی وواکنش های سریع وتصمیم گیری های جسته وگریخته بپرهیزد وهمواره خرد جمعی و دانش فردی وتجربه بزرگان روستا رادرنظرگیرد وازرفتارهای تبعیض آمیزوطایفه گری های بعضی اعضای شورا دورشود.
نجات باغ وکشاورزی وحمایت ازدامداران درروستا ازمهمترین اولویت های کاری دهیارباشد.
به عبارت دیگر اگر بخواهیم مسیر روروشن تری ازوظایف یک دهیارموفق ترسیم نمائیم ایشان بایستی 6 گام اساسی را فرا راه خویش قراردهند:
گام 1:دهیارباید وضعیت موجود روستا راکاملا بشناسد.
درابتدا دهیاربایستی ازوضع موجود درروستا شناخت کافی به عمل آورد که این شناخت درسه دسته کلی تنظیم می شود:
شناخت محیطی -کالبدی روستا(جاده ها،مدرسه، خانه بهداشت،زمینهای مسکونی وکشاورزی و...) بطورکلی هرروستا باید نقشه داشته باشد.
شناخت ویژگیهای اجتماعی روستا(جمعیت روستا-مرد وزن وجوان وپیر)
شناخت منابع درآمدی وفعالیتهای روستا(فعالیتهای اقتصادی،کشاورزی،دامداری،صنایع دستی و...
گام 2: دهیارباید مسائل ومشکلات ونیازهای روستا رابشناسد.
گام3: دهیارباید با مشورت ونظرخواهی مردم مسائل ومشکلات ونیازها را اولویت بندی کند.
گام 4:دهیاربا همکاری کمیته های متشکل ازمردم ومسولین راه حلهای قابل اجرا را پیدا کند.
گام 5:از این راه حلها بهینه ترین راانتخاب ومنبع کسب درآمداجرای آن راتعیین کندباید مشخص شود که چقدرپول وازکجا باید تامین شودوریزحسابهای مالی آن برآورده شود.
گام6:درنهایت این تصمیمات بااین برنامه گرفته شده است ولی اگربه اجرا نرسد هیچ فایده ای ندارد بنابراین مهمترین مرحله اجرا است که به کمک مسولین ذیربط با توجه به ریزدرآمدها وهزینه های پروژه این کار انجام می شود.
مخاطبی محترمی که این پست واین مطالب را میخوانی دهیار روستایت را با این شاخصها ارزیابی کن ببین کدام یک ازاین گامها برداشته شده است؟

